واکسن زدن آدرین
سلام بر عشق مامان امروز مي خوام از اولين باري كه واكسن زدي برات بگم ششم آبان 91 بود كه مي خواستم واكسن دو ماهگيت رو بزنم من و بابايي از شب قبلش خيلي خيلي استرس داشتيم بابايي بايد مي رفت سر كار و من و ماماني بايد تنها مي رفتيم درمانگاه ماماني ساعت 10 صبح اومد خونمون و آژانس گرفتيم و شما رو به درمانگاه برديم خانم پرستار ما رو صدا كرد و من شما رو به اتاق اون بردم تا واكسنت بزنه خيلي لحظه سختي بود اشك توي چشمام جمع شده بود آخه اولين باري بود كه به پاهاي كوچيكت سوزن مي زدن خلاصه با كلي غم توي دلم پاهاي كوچيكت رو محكم گرفتم تا خانم پرستار واكسنت رو بزنه الهي بميررررررررررم برات مامان جون خيلي گريه كردي ولي زود آروم شدي آخه از ن...
نویسنده :
مونا
12:57






